کیه که آخر دیوونگی واسه چشمات...
کیه جز من که می میره واسه لحن خوندنات...
کیه که برات قصه میگه شبا که خوابت نمی بره...
کیه که پا به پات میاد وقتی که بارون میگیره...
یه شبه موی تورو به صد تا مهتاب نمیده
خودش می سوزه اما تن به سایه و آب نمیده
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو میوفتم